کدخبر : 3402
دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۰
فاقددیدگاه
میر علی اصغر الموسوی

چارچوب مذاکرات را قبلا برای ظریف تعریف کرده بودند

 

چارچوب مذاکرات را قبلا برای ظریف تعریف کرده بودند
* وحید خدادادی
مرد کار کشته وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در سودان،پاناما،کلمبیا مهمان روزنامه امین بود، با وی از هر دری سخن گفتیم از عملکرد دستگاه سیاست خارجی تا حلب و البته ترامپ. مثل همیشه تحلیل هایش تازگی داشت که نشان از عمق درک سیاسی او از اتفاقات سیاسی است. در ادامه مصاحبه اختصاصی روزنامه سراسری امین را با میر علی اصغر الموسوی می خوانید:

آقای الموسوی چند روز پیش که دکتر ظریف در کمسیون امنیت ملی مجلس حضور پیدا کردند که متعاقب آن قدوسی نماینده مشهد مطالبی به نقل از وزیر امور خارجه عنوان کرد با مضمون اشتباه کردم! اولا چرا قدر این اقدام آقای قدوسی را یک اقدام صحیح دیپلماتیک و مرسوم می دانید؟ و ثانیا به عنوان شخصی که سالها در دستگاه سیاست خارجی بودید عملکرد دستگاه سیاست خارجی دولت روحانی و شخص ظریف را موفق می دانید؟
– ما برگردیم از اول و بحث برجام این قضیه را مرور کنیم. برجام آیا فقط یک قرارداد است؟ یا یک حرکت جدید سیاسی محسوب می شود؟ ما وقتی صحبت از یک نرمش کردیم و این بار لباس دیپلماسی پوشانیدیم و یک حرکت جدیدی را هم ردیف محورهای عملیاتی دیگر گشودیم که یک محصولش برجام شد و چیزای دیگر. ما تا آن زمان حاضر نبودیم با آمریکا روبرو شویم اول رفتیم در عمان بصورت محرمانه و بعدا آشکارا به مذاکره نشستیم! جبهه دیپلماسی با جبهه جنگ هیچ فرقی ندارد و طرفین برای منافع ملی خود تلاش می کنند. ما هشت سال جنگیدیم آیا در همه عملیات‌ها ما بدون اشکال بودیم؟ درواقع نتیجه مهم است و گرنه در خود جنگ هم بارها مشکلات و اشتباهات زیادی وجود داشت! برجام در کلیتش به ما چه داده است؟ یک جبهه جدید باز کرد تا ما بتوانیم در حلب و هر جای دیگر وارد گفتگوی بین المللی شویم به عنوان یک عضو تاثیر گذار در جامعه بین الملل. ولی قبلا این طور نبود ولی الان ما همین چند روز پیش در اجلاس سه جانبه شرکت کردیم. ظریف را ما به عنوان رییس تیم مذاکره کننده فرستادیم ممکن است دو جا هم اشتباه کرده باشند. ولی آیا این درست است که گفتگوی محرمانه کمسیون امنیت ملی افشا شود؟ بر فرض محال اگر ظریف اشتباه کرده باشد باید بیاییم و آن را رسانه ای کنیم تا با آبروی خودمان بازی کنیم در رسانه‌های بین المللی؟ من برجام را به عنوان کلیت و حرکت نگاه می کنم. در مورد مذاکرات باید گفت قبلا تیم مذاکره کننده از نفرات این دوستان بود می‌گویند گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن؟ قبلا این را شما ها هدایت می‌کردند ولی حاصلی نداشت! چه کسی تسلط آقای ظریف به زبان انگلیسی را داراست؟ با ترجمه نمی‌شود در مذاکرات هر کلمه حکم گلوله را دارد در ترجمه انگار شما اسحله را به دست کس دیگری می دهید تا او به جای شما گلوله را انتخاب کند! همان مثال قدیمی بفرما، بشین، بتمرک است. در مذاکرات از قیافه طرف باید حدس زد چه کلمه‌ای را باید استفاده کرد. شما وقتی داخل مذاکرات می شوید داخل یک چارچوب هستید ظریف وقتی وارد مذاکرات شد چارچوب مذاکرات را قبلا برایش تعریف کرده بودند و این طور نیست که ظریف هر کاری دلش خواست انجام دهد. من هنوز هم برجام را یک حرکت در جهت منافع ملی می‌دانم را باید ادامه داشته باشد. آنچه از برجام به دست آوردیم حضور ایران در صحنه بین‌المللی بود خصوصا که شخصی مثل ترامپ قرار است در آمریکا روی کار بیاید.

به ترامپ اشاره کردید بعد از روی کار آمدن ترامپ آینده برجام را چگونه پیش بینی می کنید؟
– من بارها اشاره کرده ام که تهدید مهم نیست بلکه مدیریت بحران مهم است. آمدن ترامپ تحلیل خاص خود را دارد ما نمی‌توانیم بگوییم همه رفتارهای ترامپ خطرناک است برای اینکه ایران در موقعیت سابق نیست دیدید که بعد از اظهارات ترامپ دیده شد که اروپا بیش از روسیه از برجام حمایت کرده است. شما مگر اروپا را تا حالا اینجور دیده بودید. دنیا در حال ترانزیت از سیاست اوبامایی به سیاست نامشخصی است یعنی فعلا دنیا در حال انتظار است که باید از این فرصت استفاده کرد در همین قضایای حلب اروپا نخواست دخالت کند چون از آینده سیاست آمریکا نگران بود و ما از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را کردیم. من آمدن ترامپ را به فال نیک نمی‌گیرم و انتخاب او را یک تهدید کلی برای منافع نظام جمهوری اسلامی می دانم اما اگر شما یک دیپلماسی فعال داشته باشید ما الان اهرم‌های زیادی در دنیا داریم و می توانیم با استفاده از این اهرم‌ها تهدیدهای بوجود آمده را به فرصت تبدیل کنیم.

به موضوع حلب اشاره کردید به نظر شما آزادی حلب آیا به سایر نقاط تسری خواهد یافت؟ ثانیا آینده سیاسی سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا جایگاهی برای اسد در ساختار سیاسی آینده متصورید؟
– مسئله حلب و سوریه باز نباید به هیچ وجه از دیدگاه نظمی صرف دیده شود اگر در حلب پیروزی برای ما بوجود آمد آیا فقط بخاطر قدرت نظامی بود؟ شما ببینید ترکیه مشکل اصلیش سوریه نیست، ترکیه خواست یک بلندپروازی در منطقه انجام دهد مشکل اصلیش را گوش‌زد کردند. مشکل اصلی و پاشنه آشیل ترکیه در واقع کردها هستند، ترکیه خواست در برهه ربیع عربی خوشه چین اصلی این موضوع از بحران سوریه باشد و جلو آمد اما نتوانست بعد اسیر مسائل اساسی‌تری شد الان مسئله اصلی حضور ترکیه در سوریه مسئله کردهاست. بنابراین هر چیزی ممکن است برای نرمش ترک‌ها اتفاق بیافتد چون نشان داد در قبال کردها آسیب پذیر است با توجه به اینکه کردها نسبت به گذشته خیلی توانمند شده اند و حتی قسمت‌های مهمی از خاک سوریه را در اختیار دارند و این برای ترکیه علامت خوبی نیست. برگردیم به سوال شما، من قضیه حلب را در چارچوب کل سیاست های غرب و شرق و بازیگران منطقه می دانم نه یک حرکت نظامی خالص! معتقدم فعلا در سوریه در یک حالت ترانزیت هستیم شما ببینید موصل چند ماه است که محاصره شده است چرا فعلا دست نگه داشتند؟ چون دنیا با تغییر سیاست آمریکایی روبروست و دست نگه داشته اند و روسیه از این فرصت خوب استفاده کرد. بقول ترامپ پوتین آدم زرنگی است و روسیه فعلی کشور دست و پا شکسته دهه قبل نیست! اما در کلیت سوریه باید گفت آینده سوریه در گرو سیاست های کلان و توافق‌های بین‌المللی است. اما در مورد آینده اسد هم باید گفت الان این امر بستگی به تصمیمات بین المللی و توافقات صلح دارد . درست است که ارتش سوریه الان برای خودش حضوری قدرتمند در جنگ های داخلی دارد اما این قدرت از حمایت داخلی نیست بلکه بدلیل حضور حامیان وی از جمله ایران و حزب الله لبنان است.

به مسئله ترکیه اشاره کردید تغییر رویکرد اردوغان در سیاست خارجی از سوی غرب به شرق چگونه ارزیابی می کنید؟
– اولا کشورها در یک چارچوب سیاسی کلی قرار می‌گیرند که نمی توانند از این عدول کنند. این چارچوب را شرایط ژئوپولتیک،ژئو استراتژیک،و وابستگی های اقتصادی و نظامی او تعیین می کند. شما هر کاری بکنید ترکیه عضو ناتوست، شما هر کاری بکنید ترکیه بوغاز،بسفر و داردانل را در اختیار دارد، این حالت ژئواستراتژیک هست و می خواهد روی همین اصل با روسیه معامله کند تمام دعواها سر این است که پایگاه طرطوس سر جایش بماند بنابراین این چارچوب کلی را داشته باشید در این چارچوب ما انواع سیاست ها را داریم که ظرف حرکت های خارجی منتج به منافع ملی است. ترکیه از اول حالت سیاسی رقص بین روس و آمریکا را در دستور دارد چون هم غرب به او نیاز دارد هم شرق! منتها در یک چارچوب کلی. ولی وقتی این حرکت‌ها زیاد می شود تبدیل به تهدید می شود . اگر امروز اردوغان در روسیه در مقابل طرف متحدین می نشیند به معنای تقابل با آمریکا نیست و ترکیه به معنای دیگر در خلا اروپا و آمریکا به نیابت از آنها پای میز مذاکرات می نشیند و در واقع این میدان به او داده می‌شود. اما این اواخر عقربه سیاسی اردوغان خیلی تکان می‌خورد و این در دیدگاه سیاسی حرکت خوب و بجایی نیست! عالم سیاست همیشه بر سر یک اتفاق نمی گردد بلکه برآیند اتفاقات است. الان ترکیه ظرفیت تغییرات یکباره این چنینی را ندارد و پس لرزه هایش در داخل مشاهده شد. از این رو من احساس می کنم سرعت تغییرات ترکیه زیاد است و این در دراز مدت به نفع ترکیه نخواهد بود.

با پیش زمینه مسئله سوریه، قبل تر از آن قضایای اوکراین و الحاق کریمه چشم انداز روابط دو ابر قدرت روسیه و آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا تفاهم به معنای واقعی وجود خواهد داشت؟
– در آمریکا چه اتفاقی افتاد؟ در نظر من در آمریکا یک انقلاب سرمایه داری برای اولین بار در جهان رخ داد اگر به کابینه ترامپ نگاه کنید کمتر از میلیاردر نیست و خیلی کم از اساتید دانشگاهی استفاده می‌کند. این یعنی اینکه سرمایه داری آمریکا احساس می کند مبادا قربانی نظم نوین جهانی شود! بنابریان ترامپ با این انگیزه جلو آمده است و تا حالا هر چه گفته در قالب دیدگاه های کاپیتالیستی است! در انقلاب روسیه اگر چه مبنای انقلاب ایدئولوژی های اقتصادی بود اما درواقع در عمل یک انقلاب سیاسی صرف اتفاق افتاد و روسیه نتوانست یک انقلاب اقتصادی به معنای دقیق کلمه راه بیاندازد. هر چه کردند به کمک میلیتاریزم و سیاست بود و الان در آمریکا در واقع عکس این قضیه اتفاق افتاد و در لباس سیاست انقلاب اقتصادی رخ داد! بنابراین خط ریل سیاسی آینده اقتصاد خواهد بود بنابراین سنجش شرایط هر کس به اندازه قدرت اقتصادی آن است به همین دلیل ترامپ اولین حمله را به چین کرد! اصلا چین تضاد منافع سیاسی با آمریکا نداشت ! چرا ؟ چون نگرشش نگرش اقتصادی است! الان رقیب اقتصادی آمریکا در واقع روسیه و اروپا نیست بلکه چین است. من اعتقاد دارم که چگونگی روابط آمریکا با روسیه به چگونگی رابطه روسیه با چین برمی گردد! تمایل آمریکا به روسیه برای منزوی کردن چینی هاست. ببنید خیلی جالب بود وقتی آقای ترامپ با رییس جمهور تایوان صحبت کرد یادتان باشد کری گفت خوب است آقای ترامپ با ما یک مشورتی می کرد. آمریکا می خواهد خط عوض کند ولی نمی خواهد این تغییر خط با شوک جهانی همراه باشد از این رو به ترامپ گاها لقب دیوانه می دهند. من روابط آمریکا و روسیه را در گرو مسئله چین می‌دانم. حالا باید پرسید روسیه چه وزنه اقتصادی دارد که ترامپ تمایل دارد با او ارتباط داشته باشد؟ نفت و گاز! بنابراین باید شاهد تحول در بازار انرژی بشویم از قبل این توافق. ترامپ به انرژی خاورمیانه چندان اعتقادی ندارد و دوست دارد از روسیه این منابع را تامین کند و این از اهمیت اوپک خواهد کاست. و ما بایستی اوپک گازی را با روسیه راه بیاندازیم چون آمریکا به بوی نفت به روسیه آمده است.
باتوجه به انقلاب کاپیتالیستی که اشاره کردید آینده روابط آمریکا و اروپا را با توجه به خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و روی کار آمدن دولت‌های سوسیالیستی در ایتالیا و فرانسه چگونه پیش بینی می کنید؟
– همیشه خاصیت سرمایه داری و بورژوازی این است که به دنبال شریک قدرتمند است. از این منظر کاملا به صورت طبیعی ترامپ از اروپا خوشش نمی‌آید و اروپا هم از ترامپ دل خوشی ندارد حتی دیدید که ترامپ گفت زمان دوستی با گدا گشنه ها به سر آمده است! و این از فرصت هایی است که ما می توانیم از آن بهترین استفاده را ببریم . بنابراین اروپا خود را در یک مخمصه اقتصادی می بیند، هر گونه توافق اقتصادی آمریکا با چین که در آن اروپا نباشد ممکن است ضربه های مهلکی به اروپا وارد کند . انگلیسی ها همیشه همه چیزها را زودتر می فهمند و نخواستند دنبال رو اروپا باشند و خودشان به صورت مستقل با آمریکا وارد مذاکره بشوند. من روزهای سختی را برای اروپا در شرایط فعلی متصورم! مگر اینکه اروپا هم مجبور بشود همان حرکت آمریکا را در داخل انجام دهد و دولت های سوسیالیستی و نیمه سوسیالیستی را به دولت های کاپیتالیستی تبدیل کنند تا بتوانند وارد گود بشوند!

به عنوان سوال آخر قطعنامه ای در شورای امنیت تصویب شد و اسراییل برای اولین محکوم شد و آمریکا رای ممتنع داد دلیل این رویکرد آمریکا در چه می بینید؟
– آنچه در ظاهر تبلیغات سیاسی است این است که این حرکت ادامه رویکرد دولت اوباما است. و عمده تحلیل های روز بر این ایده استوار است اما من به چیز دیگری فکر می کنم. وقتی که صحبت از حرکت اقتصادی می کنیم اقتصاد با جنگ میانه ای ندارد و دنیا به این رسیده است که تنها راه برقراری امنیت وجود دو کشور مستقل اسراییل و فلسطین است. من نمی توانم باور کنم که کشوری به بزرگی آمریکا اسیر سیاست های لحظه ای باشد شاید من اشتباه می کنم و باور دارم این دنباله رو یک سیاست کلی است.

یعنی معتقدید این سیاست در دوران ترامپ هم ادامه خواهد داشت با توجه به اینکه ترامپ همین چند روز پیش گفته است که اسراییل منتظر باش تا بیایم؟
– می گوید ؟آماده باش با تو کار خواهم کرد چه کاری خواهد کرد ؟ صحبت از پایتختی قدس به میان آورده است! شاید این یک معامله باشد که پایتختی قدس در کنار یک کشور مستقل فلسطینی! سیاست یک جانبه نیست بلکه ما به ازا دارد. اینکه سیاست ترامپ در ماه های اول تند خواهد بود حرفی نیست ولی مابه ازایش چه خواهد بود؟ مگر دیگران توانستند این کار را بکنند؟ مگر اینکه بده بستانی صورت می گیرد. قرار است خاورمیانه در آینده خاورمیانه اقتصادی باشد نه نظامی!

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

رفتن به نوارابزار