طلبه شهید داود دهقانی تیمورلویی

طلبه شهید داود دهقانی تیمورلویی

بخشی از زندگی نامه طلبه شهید داود دهقانی تیمورلویی
کد خبر : 278
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۳
طلبه شهید داود دهقانی تیمورلویی

در تاریخ بیست و یکم شهریور ماه سال ۱۳۴۹ در  تیمورلو از توابع شهرستان آذرشهر از استان آذربایجان شرقی در خانواده ایمتدین و زحمتکش دیده به جهان گشود . در آن زمان پدرش علی ، به کار کشاورزی و خیاطی مشغول بود و از این طریق افراد خانواده امرار معاش می کردند . دوران کودکی شهید درعین حال که پر از شور و نشاط بود به کمک نزد پدر میگذشت ، تا اینکه سال۱۳۵۶ قدم بهسنگر مدرسه مرتضوی نهاد و مبارزه با جهل را سرلوحه کار خود قرار داد .

پس از پایان دوره ۵ ساله ابتدایی قدم به دوره راهنمایی نهاد ودر مدرسه راهنمایی آستی به ادامه تحصیل مشغول شد . از همین اوان شور و شوق عجیبینسبت به جبهه و جنگ و شهادت در دلش پدیدار گشت و همین جذبه درونی بود که عاقبت ویرا به منطقه عملیاتی کشاند . برادر شهیدمان از همان سنین نوجوانی در مراسمات مذهبیمختلف شرکت می کرد . اول نماز را به انجام می رساند ، بعد در سیره قرآن(نوجوانانحزب الله) که برادر بزرگوار شهیدش علیرضا دهقانی موسس آن بود ، وارد شد . علومتجوید و قرائت قرآن را به نحو احسن فرا گرفت و بعد از شهادت برادر بزرگوارش ، سرپرستیسیره قرآن را به عهده گرفت و تا پایان دوره ۳ساله راهنمایی آنرا اداره می نمود .

حدوداً اول راهنمایی بود که با تعدادی از همکلاسی هایش تصمیم میگیرد به جبهههای نبرد حق علیه باطل برود اما بدلیل سن کم و همینطور قد کوتاه این کار امکانپذیر نبود ، اما شهید بزرگوار با دست بردن در سن خود موفق میشود چندین مرتبه اعزامبه جبهه را برای خود مهیا کند .

لیکن اسم نویسی نکرده بودند در پذیرش آذر شهر(چون چندین بار رفته بود به جهتکوتاهی قد رد کرده بودند) به مسئول پذیرش چنین گفته بود : به جبهه رفتن وظیفه هرمسلمانی است و اکنون شما مانع سعادت ابدی من می شوید و اگر نامم را ننویسید ونتوان بروم در قیامت وقتی از من بازخواست شد خواهم گفت شما مانع من شدید و گناهاین نافرمانی بر گردن شما خواهد بود .

بالاخره برگشت و به ناچار به تحصیلات خود ادامه داد تا در خرداد ماه سال ۶۳مدرک راهنمایی خود را گرفت .

شهید بسیجی بیشتر وقتش را در مسجد و پایگه بسیج محل سپری میکرد و همینطورخانواده مذهبی و متدین ، باعث علاقه شهید به علوم دینی و روحانیت شد و برای ادامهتحصیل وارد حوزه علمیه ولیعصر تبریز شد و توانست مقدمات را به اتمام برساند .

از این زمان به بعد که حدود دو سال تحصیلات حوزوی شهید را شامل می شد ، هفتهای دو روز به زادگاه خود برمیگشت و بقیه را از اساتید حوزه برای بالا بردن دانشدینی خود استفاده میکرد . به دیگر کارهای شخصی خود می رسید ، به مزار شهدا میرفت ،به خانواده سر میزد ، کمک مالی میکرد ، به مسجد و پایگاه محل و انجمن سیره قرآن سرمی زد ، به برادران خود از لحاظ درسی کمک میکرد ، به صله رحم می پرداخت ، به دیدارآشنایان می رفت ، نماز شب میخواند ، خدا ترس بود ، شبها که در حال خواندن نماز شببود ، اشک از چشمانش جاری میشد .

شهید دهقانی به امام امت بی اندازه مهر می ورزید ، حتی در هنگام اعزام به جبههشاد بود که می تواند به ملاقات امام نائل شود . لابلای کتاب هایش پر بود از عکسطلاب شهید . چون اسمش را برای اعزام به جبهه ننوشتند ، چندین مرتبه شرف یاب شدهحضور آیت الله ملکوتی امام جمعه محترم تبریز تا بلکه وی مساعدتی کنند تا اسم شهیدبزرگوار را برای اعزام به جبهه بنویسند .

سرانجام پس از سالها تلاش و مبارزه برای رسیدن به اهداف متعالی اسلام ثبت نامکرد  و با شور و حال وصف نشدنی عازم جبهههای جنگ  و نبرد حق علیه باطل شد . حدود دوماهی نامه می فرستاد ولی در آخرین نامه در تاریخ دهم دی ماه سال ۶۵ از دزفول گفتکه شاید به خاطر مصلحت نظام تا چند وقت نتوانم نامه بفرستم ، در هر صورت نگران مننباشید . در جبهه های جنگ به عنوان تک تیرانداز مشغول دفاع از خاک ایران بود .

سرانجام شهید دهقانی در  عملیات کربلای۵ در تاریخ بیستم دی ماه سال ۱۳۶۵در منطقه شلمچه مفقود گردید و به سمت پروردگارش پرواز کرد . پیکر مطهرش پس از چندین سال توسط گروه تفحص یافت گردید و در  تیمورلو به خاک سپرده شد .

 

وصیت نامه

«طلبه شهید: داود دهقانی» بسم رب الشهداء والصدیقین الحمدلله رب العالمین الصلوه والسلام علی سیدنا محمد و آله (ع) یا الله یا الله یا الله، یا محمد یا علی(ع) یا فاطمه الزهرا(س) یا حسن و یا حسین و یا تسعه المعصومین من ورثه الحسین علیهم السلام «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله جنگ جنگ تا رفع کل فتنه‌ها».

«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون»(توبه/۱۱۱) همانا خداوند معامله می‌کند با مؤمنان با مالهایشان و جانهایشان در مقابل بهشت.

که آنها در راه خدا جهاد می‌کنند پس می‌کشند یا کشته می‌شوند.

(ای خدا) آن‌کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخـشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند.

با سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش، ولی فقیه زمان، تنها منجی بشریت از منجلاب فساد و ظلم آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی (روحی له الفداء) و با سلام بر روان پاک شهدای اسلام و امت حزب الله و شهید پرور و رزمندگان کفر ستیز اسلام، سخنم را با شما امت حزب الله و همیشه در صحنه آغاز می کنم: چنان که می دانید همه ما یک روز به این دنیا آمده‌ایم و روزی هم خواهی نخواهی از دنیا خواهیم رفت، پس چه بهتر که این مرگ، شهادت در راه دفاع از اسلام و قرآن و به خاطر رضای خداوند باشد.

آگاه باشید تنهابا اطاعت از ولایت فقیه است که امور مسلمین اصلاح می شود و تنها با جهاد و مبارزه است که مسلمین به سعادت دنیا و آخرت می رسند و تنها با جهاد و در صحنه بودن و صبر و استقامت و ایثار انقلاب زنده می ماند و تنها با پشتیبانی و پیروی از روحانیت مبارز است که اسلام زنده می ماند و تنها با شهادت است که اسارت از بین می رود.

از شما عاجزانه می خواهم که همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشید و دست از جهاد و جبهه بر ندارید و به نماز و روزه و امر به معروف و نهی از منکر اهمیت دهید و پیرو روحانیت مبارز باشید و با خیانت به جمهوری اسلامی، به خون شهدا خیانت نکنید.

از جوانان می خواهم خود را مشغول لهو و لعب و امور مادی نکنند و با منافقان جدی برخورد کنند و سعی کنند مراسم دعای کمیل و نماز های جمعه و جماعات و جلسات قرآن را هر چه با شکوه تر برگزار کنند و همیشه جبهه ها را گرم نگه دارند و پایگاه را پر کنند و فساد را از جامعه ریشه کن گردانند و اگر ممکن شد به حوزه‌های علمیه بروند و تحصیل علوم دینیه کنند که در آینده به روحانیت مبارز و متعهد نیاز فراوانی خواهد بود.

بدانید من جهاد اسلامی و شهادت را آگاهانه و با چشمان باز انتخاب کرده‌ام، ولی بدانید شهادت یک هدف نیست، بلکه نزدیکترین راه رسیدن به خداوند است.

بنده ی حقیر از تمامی اهالی تیمورلو و برادران طلابی که مدرسه ی ولی عصر (عج) با هم بوده ایم و دیگر کسانی که برگردن من حقی دارند، طلب بخشش و حلیت می‌نمایم.

وصیت به والدین این است که در هجر بنده و برادر شهیدم علیرضا دهقانی به خاطر خدا صبور باشند.

مرا حلال کنند و نزد منافقان، عجز و بی‌صبری از خود نشان ندهند و سخت تاثیر سخنان آنان قرار نگیرند و برادرانم را با اصول تربیتی اسلام تربیت کنند و آنها را به امور اسلامی تشویق کنند و اگر جنگ سالهای دیگر هم ادامه داشته باشد(چرا که جنگ تا رفع فتنه از عالم است) آنهارا به ترتیب به محض بزرگ شدن به جهاد بفرستید و نگویید که این دوتا از ما بس است چرا که امام حسین هر چه داشت داد و آخر هم اعتراض نکرد و گفت: خدایا من به رضای تو راضی هستم و به امر تو تسلیم.

بدانید مقام خانواده های شهید از مقام تمامی دنیا برتر است و آنها مورد لطف خداوند هستند.

شما باید شکر کنید(شاکر باشید) که خداوند به شما توفیق داده که فرزندانتان را در راه او قربانی کنید.

وصیتم به برادرانم این است که با اتحاد در امور دینی شرکت کنند و جای خالی شهدا را در سیره های قرآن و دیگر مراسم درآینده در جهاد پر کنند و وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنند و دست از تحصیل هم بر ندارند.

رزمنده‌ی نالایق اسلام- داود دهقانی ۵/۱۰/۱۳۶۵ جنازه ام را بغل برادر شهیدم دفن کنید.

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.